من پیشش نیستم و نمیتونم کاری براش بکنم , منی که هر وقت ناراحت بود سعی میکردم حالشو بهتر کنم , حتی وقتی خودم ناراحتش کرده بودم , دیگه واقعا یاد گرفته بودم وقتی ناراحته چیکار کنم که بهتر بشه حالش ...
ولی الان چی ؟ حتی نباید باهاش حرف بزنم ...
نفسم درست حسابی بالا نمیاد , سینه ام تنگ شده ...
امیدواری ؟!...
ما را در سایت امیدواری ؟! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 69 تاريخ: پنجشنبه 28 تير 1397 ساعت: 12:05