
چیزی که به طرز وحشتناکی امروز دلم میخواست این بود که برم دریا , یه ساحل خلوت باشه و برم تو آب , برم جلو و موجها بزن بهم , برم جلو و جلوتر و تا سینه ام آب بیاد ,یه مدت خیلی طولانی وایسم اونجا موجها تکون بدن منو و خودم بدست اونها بسپرم , رها کنم خودمو , ول کنم همه چیزو چشمها رو ببندم و به هیچ چیزی فکر نکنم , باد رو حس کنم رو صورتم , هیچ چیزی نشنوم جز صدای دریا...
ادامه مطلب
پاییز فصل افسردگی ها و دلتنگی هاست . فصلی برای گرفتن دل , فصلی برای تنهایی , فصلی برای قدم زدناز زمانیکه به یاد دارم فصول سرد و دلتنگی هایم با هم رفیق و عجین بوده اند , گاهی دلتنگ خانه پدری شدن , گاهی خواندن عقاید یک دلقک و گاهی دیدن گرفتگی کسانی که دوستشان دارم بهانه ای بوده اند که از عالم و آدم دست بشویم و کناره گیری خود خواسته از دیگران در پی بگیرم. روی پاره ای از مسایل حساسیت نشان دهم و پاره ای دیگر را چنان بی خیال شوم که انگار نه انگار پیش از این موجودیت داشته اند.گویا که دنبال جرقه ای برای...
ادامه مطلب